تصور بدون تو

متن مرتبط با «روانشناس» در سایت تصور بدون تو نوشته شده است

این روزهای این روانشناس کوچک

  • نیلوبلاگ

    این روزا موندن تو بیرجند برام سخت تر از همیشه شده. دوست دارم زودتر این لیسانس لعنتی رو بدن به دستم و برم. چهار سال خیلی زیاده البته برای همه نه. برای بعضیا ممکنه کم هم باشه، حتی ممکنه بعضیا دوست نداشته باشن تموم بشه. خب معلومه بستگی داره چجوری و با کیا برات بگذره. منم روزایی رو داشتم که می خواستم بیشتر اینجا باشم یا وقتی مشهد بودم دلم پر میزده برای برگشتن به اینجا. ولی الان همش ای کاش می کنم. ای کاش الان ترم آخر بودم و تمام. واقعا نمی دونم وقتی سال دیگه شد چطوری باید جسممو بکشونم بیارم اینجا. باید زودتر خودمو نجات بدم. باید یه کاری برای خودم بکنم. من درونم دیگه حوصله ی بی حوصلگی رو نداره. بهتره از نبودن ها و تنهایی ها ننویسم. آدمای اطرافم دیگه تازگی اون موقع ها رو برام ندارن. نمی دونم اونا ع...

    ادامه مطلب
  • روزگار یک روانشناس که چندان جالب نیست

  • نیلوبلاگ

    حالم خوب بود یعنی الان نیست. همیشه فکر میکردم عاشق نمیشم یا اگه عاشقم شم و کسی رو دوست داشته باشم از کجا معلوم اون منو دوست داشته باشه. و خب بیشتر درگیر این نوع عشق های یک طرفه میشین ولی همه چیز خوب من مریم رو می پرستیدم و اونم منو دوست داشت. الان می فهمم که اینا مهمه ولی باید پدر و مادرش هم منو دوست داشته باشن که واقعا یکم سخته همه چیز رو با هم داشته باشی. مریم تصمیم گرفت که با مامانش حرف بزنه و ...

    ادامه مطلب