واقعا بعد قرار امروزمون داشتم فکر می کردم چرا خدا اینقدر دوستم داره؟؟مرسی که به خدا نزدیکترم میکنی.
این اتفاقی ک امروز برام رقم زدی یکی از خوشحال کننده ترین اتفاقایی بود که می تونست تو عمرم برام اتفاق بیفته.
چرا تو خوبی اینقدر؟آخه از کجا می دونستی من عاشق سورپرایز شدنم لعنتی؟؟
بهترین سکته ی عمرم! رو رد کردم امروز...خخخ
یعنی واقعا انتظار داشتی من تو رو ببینم که اونجا بغل گوشم نشستی؟؟من وقتی با تو حرف میزنم نفس کشیدنم رو یادم میره چه برسه به این که بخوام به اطرافم توجه کنم!!
امروز پرسیدی چندتا دوستت دارم؟؟ گفتم یکی!
آخه همه رو نصفه و نیمه دوست دارم ولی تو رو یک کامل! چون یه دونه ای برام.
پ.ن: امروز لپمو بوس کردیاااااا...قرار نبوداااا...ظرفا یادت نره خلاصه...به منم خیلی چسبید ولی!
بمون برام
♥ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۶ ساعت 23:49 توسط مریم: