خرید بک لینک
"به سبک شاملو"

مجید من

امروز برایم به مانند احمد بودی و من آیدای تو

امروز سرم را بر روی شانه ات، تکیه گاه ام، گذاشته بودم و تو برایم از شاملو زمزمه می کردی. به قول خودت عشق بازی قشنگی بود!

احساساتی می شوی مرد من! احساسی که میشوی من ذوق می کنم، چیزی زیر پوستم قلقلک میدهد و البته به خود می بالم زیرا که می دانم هیچ کجای دنیا، هیچ کس، چون تویی برای خود ندارد!

کاپوچینو می خورم! یه قلپ من می نوشم و یه قلپ به تو تعارف می کنم تا مزه مزه کنی! کاپوچینو ام را با تو قسمت می کنم پس وقت ازدواجم رسیده! گوشت هایت را با من قسمت می کنی؟

و اما زمان، زمان چیز مزخرفی است! از زمان گله دارم! همیشه تو را از من می گیرد! هر موقع کنار توام لحظه ها می دوند و ما جا می مانیم!


پ.ن: حساب کردم بیشتر از 1000 روز از اولین باری که با هم چشم توی چشم شدیم میگذره! شاید اون موقع ها باورش سخت بود که بخواد این همه بگذره ولی الان در این 1000 و خورده ای مین روزهای آشناییمون داریم زندگی می کنیم. به امید در پیش بودن 1000 ماه و سال دیگه برای تو برای من برای ما.

دوستدار تو

مریم

برچسب: نویسنده: سام شمس تاريخ: يکشنبه 14 بهمن 1397 ساعت: 11:37

صفحه بندی