خرید بک لینک

ساعت 1 و نیم شبه اخرین روزهای ماه رمضون 98. و اخرین روزهایی که قراره بیرجند باشم و امیدوارم زودتر تمام بشه و برای همیشه برم پیش مریم. زندگی کردن یک ماجراجویی ست ، باید منتظر لحظه لحظه بعدش بود. لحظه های فزار لحظه های فرود لحظه های عشق لحظه های تنفر و همه ی این ها تمام می شود. تصور می کنم شب ها و لحظه ایی که کنار مریم برایش بخوانم برایش از عشق بگویم برایش بنویسم. تصورش هم زیباست که با دامن گل گلی می نشیند و سرش را بر روی پایت می گذارد و محو ترانه هایی که برایش می خوانی می شود. چشمان را می بندم سرش رو روی پام حس میکنم. شب هایی که در خلوت خیابان های شب من باشم و او و موسیقی که بین سخن هایش روح را نوازش می دهد.

زندگی لحظه ای بیش نیست. یادمان باشد ببینم ظرافت های عشق و حضورش را در لحظه لحظه زندگی حس کنیم. مریم همیشه هست و الان بیشتر از همیشه حسش می کنم. نقطه امیدی شده است که می تواند با درخشش همه چیز را تغییر دهد. وقتی که امد تمامی درخت های خشکیده قبلم شکوفه داد به مانند بهاری می ماند که همه را به رویش وا می دارد.

برچسب: نویسنده: سام شمس تاريخ: چهارشنبه 5 تير 1398 ساعت: 14:04

صفحه بندی