حاضري يه عمر با من باشي
مریم:
آره
مجید:
مي خوام يه عهد ببندم
تا روزي كه ازدواج نكني به پات مي مونم
مریم:
حتی تا ده سال؟؟
مجید:
نگاه هيچ كي نمي كنم
تو بگو تا اخر عمر
مجید:
نكنه ١٠سال ديگه منو نخواي ديگه
مریم:
کیو بخوام پس؟؟
من اصن به کسی اجازه نمیدم رد شه از خط قرمزم
ک بخان نزدیکم بشن
مجید:
تو بايد خواستگارات رو بررسي كني
مریم:
کدوم خواستگارا؟؟
مجید:
كلا مي گم
مي دوني ادما رو ميشه تو واقعيت محدود كرد ولي تو خيال نميشه
من تو خيالم با تويم
با تو زندگي مي كنم
حالا خانوادت اصلا نزارن ببينمت
مهم نيست چون دارمت
خيالم رو كه نمي تونن بگيرن
مریم:
چند سال دیگه باید بگذره تا یکی مثه تو عاشم بشه و بتونه منو عاشق کنه؟؟
ده سال؟پونزده؟بیست؟
اصن من تا فردا زنده ام؟؟؟؟؟؟
♥ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۶ ساعت 3:33 توسط مریم: