خرید بک لینک
شب شد.ساعت نزدیک یک صبحه.هنوز خبری از مجید ندارم.واقعا نگرانشم.همش فکرم میره سمت تصادف یا بدتر شدن حالش. از ساعت سه ظهر نیستش. چندین بار بهش زنگ زدم هردفعه هم گفت مخاطب در دسترس نمی باشد!!

اول فکر کردم شاید داره برمی گرده بیرجند که تو جاده اس و آنتن نمیده ولی بعد دوساعت دیگه نباید در دسترس نباشه!

چندبار خواستم به ابولفظل زنگ بزنم ببینم شاید اون خبری داشته باشه یا حداقل برام خبر بگیره! ولی منصرف شدم. فردا صبح اگه وضع همینجوری باشه با ابولفظل صحبت می کنم.

دارم خودمو دلداری میدم.حتما گوشیشو گذاشته رو حالت پرواز که کسی مزاحم نشه و بتونه استراحت کنه! شایدم گوشیش خراب شده! نمی دونم...حوصله احتمالات دیگه رو ندارم...سرم درد میکنه...به مامانم که میگم سرم درد میکنه، میگه اینقدر فکر و خیال نکن.تازه به چشمامم گیر داد، میگه چشمات خمار شده(یعنی چی؟)...خیلی ضایع شده قیافم حتما. نه؟...مجیدم...کجایی تو

برچسب: نویسنده: سام شمس تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:30

صفحه بندی