همیشه عاشق اینجور تولد گرفتن هامون، رقصیدن هامون، مسخره بازی هامون و کلا تو فاز رفتنامون بودم ولی امشب اونقدی که باید بهم نچسبید.
وقتی جانان یه تولد بزرگ برات می گیره، توقعت میره بالا خب! اینا برات تولد نیس! اصن تولدی که نتونی هوای دلبر رو توش نفس بکشی،نباشه که برات شمع های رنگی خوشگل بچینه، که یه کیک لاو خوشمزه برات بخره، که سفت بغلش کنی، که بوسه بارونت کنه، که گردنشو گاز بگیری(اوووف هوسم شد)،به دلت نیست.
اصلا من متولد شدم که تو رو داشته باشم.لحظه های زندگیم سیاه و سفید بود بدون عشق.
تولدی که با تو گذشت بهترین بود.مرسی
پ.ن: یادم نرفته که از کادوت بنویسم، اون ساعت لاکچری و شیک مطابق سلیقه ی منو از کجا پیدا کردی تو؟از بقیه ساعت مچی ها شیش هیچ جلوتره.همیشه مواظبشم، مثل عشقمون، همیشه.
برچسب:
نویسنده: سام شمس