خوشحالم که همو یاد گرفتیم. همیشه یاد اون متن که خونده بودم میفتم: من و تو برای هم مثل خونه ای شدیم که همه سوراخ و سنبه هاشو یاد گرفتیم.
تازگی خیلی بیشتر حس میکنم زن و شوهری شدیم! خخخخ مثلا اونروز که داشتی بهم پول میدادی برم کاپوچینو بخرم...گفتم سی و سه تومنه...بیست تومن دادی...گفتم اینکه بیست تومنه کمه!...گفتی عه خیله خب دیگه الان میدم بقیه شو زن...خخخ
یا مثلا امروز یه چیزی گفتی بهم برخورد! البته بیشتر عصبانی شدم. فهمیدی ولی انگار که نفهمیدی...فهمیدم که فهمیدی...وگرنه انقدر نازم نمی کردی و سربه سرم نمیزاشتی!
خوبه که همو
بلدیم، خوبه...خوبه.
برچسب:
نویسنده: سام شمس
تاريخ: يکشنبه
14 بهمن
1397 ساعت: 11:37