گفت صبح از خواب بیدار میشی، صبحونه مو میدی، من میرم سرکار،در رو قفل می کنم حق بیرون رفتن از خونه رو نداری، تو خونه هستی لباسا و ظرفا رو میشوری، خونه رو تمیز می کنی،اینترنت و اینام خبری نیست، اگه حوصلت سر رفت یه گوشی 1100 برات میخرم مار بازی می کنی، ناهار درست میکنی تا ظهر که من از سرکار میام. عصر میریم خرید برات هرچی دلم خواست میخرم تو اظهار نظر نمیکنی هرکدوم که خودم دوس داشتم میخرم برات. تازه شیشه های ماشینم دودی میکنیم که کسی نبینتت. هرموقع هم دلم خواست باید بشینی کنارم ازم تعریف کنی! شبم شام درست میکنی می خوریم هروقتم هوس کردم کتکت میزنم چون مرد باید دست بزن داشته باشه دیگه.سیاه و کبودت میکنم هرروز و منم همیشه شکرگزار خدام. واقعا چی ازین بیشتر می خوای بهترین زندگی رو برات درست کردم. پولم که بهت میدم خریدم برات میکنم شوهرتم که هستم! اینا اوج خوشبختیه برات...نه؟؟ (راستی اجازه داد کتابم بخونم! البته من مخالفت کردم گفتم ذهنم باز میشه ها گفت نه اشکال نداره). منم قبول کردم همه حرفاشو!!! واقعا خوشبختی ازین بالاتر؟؟(وااااای خدااااا چقدر آقای خوبی دارم من!!!).
مردای ایرونی تو امتحان زندگی قبولن! پاس میشن فقط!

برچسب:
نویسنده: سام شمس